محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

95

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

علىبن مدينى و اسحاق بن راهويه را ديدم كه به حديث عمرو بن شعيب استناد مىكنند و بخارى اين سخن را از قول مردمان پس از ايشان گفته است . شيخ محىالدين نووى مىگويد : ( روايات نقل شده از سوى وى ) صحيح است و مىتوان بدانها استناد كرد . دار قطنى و ديگران نيز مىگويند : « حديث شنيدن شعيب از جدش عبداللَّه بن عمرو ، ثابت شده است » . اگر چنين باشد ، حديث نامبرده ، داراى اسناد صحيحى است و وجه دلالت آن بر فتح مكه از راه جنگ ، آن است كه از حديث ، مباح بودن جنگ و كشتار در روز فتح مكه برداشت مىشود و اين امر با حالتى كه به روش صلح آميز فتح شده باشد ، منافات دارد . دليل ديگر بر اينكه فتح مكه با توسّل به زور بوده - هر چند جنگى رخ نداده باشد - اين است كه ورود پيامبر صلى الله عليه و آله و همراهان مسلمان ايشان به مكه ، براى اهل مكه ، حالت اجبار داشته است ؛ زيرا آنها ورود آن حضرت صلى الله عليه و آله را در سال حديبيه - بنا به آنچه ابن‌اسحاق در سيره « 1 » آورده - به زور تلقى كرده‌اند ؛ زيرا ابن‌اسحاق يادآور شده كه قريش به بديل بن ورقاء خزاعى و همراهان خزاعىاش پيغام پيامبر صلى الله عليه و آله را مبنى بر اينكه براى جنگ نيامده و براى زيارت كعبه آمده است ، رساندند كه با اين كار ، به اعراب زور مىگويد . ابن‌اسحاق يادآور شده « 2 » كه عروة بن مسعود ثقفى نيز وقتى در حُدَيبيّه از سوى قريش نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد ، گفت : اين قريش است كه با شتران و بچه‌شتران خود ( به قصد يكسره كردن كار پيامبر صلى الله عليه و آله با تجهيزات و لوازم كامل ) آمده‌اند و پوست پلنگ به تن كرده‌اند و با خدا پيمان بسته‌اند كه هرگز نگذارند به زور وارد مكه گردى . وقتى ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به مكه در روز حديبيه - به رغم اينكه قصد جنگ نداشته و تنها مىخواسته به مناسك عمره بپردازد - از نظر اهل مكه قابل قبول نبوده و با آن مخالفت كردند ، چگونه ممكن است كه به فتح مكه تن دهند ، در حالى كه مراد از ورود به مكه در آن روز ، دعوت به اسلام و نجات مكه از مشركين بوده و همراهان آن حضرت

--> ( 1 ) - تهذيب سيرهء ابن‌هشام ، ص 222 ( 2 ) - تهذيب السيره ، ص 224 - 223